اگریک شب خدا باشم،توهم بنده ام باشی
برایت قصر زیبایی از تمام ماهرویان عالم فراهم می کنم
ندا از آسمان آمد ...
که امشب را خدایی کن
ومن آنجا خدا بودم
یکی شب فرزندش باده می نوشید،گرفتم جان فرزندش تا نباشد دادو بیدادی
ومن از مقام افتادم
عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد
نمی خواهم خدا باشم،همان بهتر خدا باشی ومن هم بنده ات باشم
|
+| نوشته شده توسط
م.کریمی در
Sat 27 Aug 2011
|